پيدا كردن قاعده اي براي تفكيك زمين كه نياز به مسكن از طريق آن بهترين وجه ممكن (بطور بهينه) برآورده شود و براي همه چيز، در همه مكانها و همه زمانها جواب داشته باشد غير ممكن است و در هيچ كتاب مرجعي نيز چنين نظام و قاعده اي ارائه نشده است. زيرا به همان گونه كه نمي توان براي يك انسان از پيش يا در دوران كودكي اش مشخص كرد كه در آينده به چه شغل يا مشاغلي بپردازد، به چه كساني راي مي دهد، چه كسي را براي زندگي مشترك يا به دوستي برگزيند و كجا زندگي كند، براي ابعاد محل سكونت، شبكه هاي دسترسي، نحوه گسترش عمودي و افقي زيستگاه وي نيز نمي توان احكامي جاودانه صادر كرد.
براي بدست آوردن چنين قاعده اي مي بايست عوامل متعددي را در يك ماتريس N بعدي وارد كرد. عواملي كه بعضي ريشه در گذشته دارند، بعضي پيش بيني آينده اند و بعضي مي بايست به مسائل حال جواب گويند. گروهي فرهنگي ، گروهي اقتصادي و دسته اي از آنها جغرافيائي اند و مكانهاي مختلف به گونه هاي مختلف وجود داشته و تركيب آنها نيز از يكديگر متمايز است. بسياري از اين عوامل كمي يا قابل تبديل به كميت نيستند. مقولات اقتصاد كلان يا اقتصاد خرد، مقولات شهرسازي و برنامه ريزي شهري، به همراه مقولات معماري و مهندس فني، مسائل و مشخصه هاي طبيعي و اقليمي با گرايشات سنتي و فرهنگي و اجتماعي و بالاخره سلائق فردي، آمزيه اي پويا و متنوع را در مكانهاي گوناگون ايجاد مي كنند كه از پيش نمي توان براي آنها تعيين تكليف كرد.
اما اگر نتوان احكامي جاودانه در مورد قطعه بندي زمين صادر مي توان از روشي مدد جست كه با تحليل عوامل مؤثر و نحوه شركت آنها در تفكيك زمين، نتايج قابل قبولي را در مناطق و شرائط مختلف بدست دهد. در قدم اول، براي ايجاد يك شرائط آزمايشگاهي بررسي، قطعه زميني منتزع از عوامل كلان اجتماعي – اقتصادي و فرهنگي و شهرسازي و غيره در نظر گرفته مي شود. اين قطعه زمين را مي توان يك ياخته نامند. مشخصه هاي اين ياخته مي بايست تحت تأثير عوامل معيني به گونه اي تعيين شود كه بتواند براي يك خانوار زيستگاه مناسبي را فراهم آورد ( زيرا هدف اوليه از تحقيق نيز تفكيك قطعات زمين براي استفاده مسكوني است).
مشخصه هاي اصلي يك قطعه زمين، شكل، مساخت، درازا و پهنا، و پيشاني (جهت ساختمان) در نظر گرفته شد و عوامل اصلي مؤثر براين مشخصه ها يك روشنائي (استفاده از نور ) باد (نحوه استفاده يا مقابله با آن) ، اقليم (آسايش حرارتي در چهار گونه دما و رطوبت)، از لحاظ عوامل طبيعي اختيار شد با اين هدف كه مشخصه هاي قطعه بگونه اي تعيين شود كه استفاده بيشينه (حداكثر) آسايشي از طبيعت صورت گيرد و آثار زيانبار آن كمينه (حداقل) گردد. دو، واحد مسكوني اي كه در اين قطعه زمين ساخته مي شود يك يا دو طبقه با مصالح ساختماني متعارف بوده و حداقل فضاي زيست را براي يك خانوار 4 يا 5 نفري بدست دهد (در ايران و چه غالب خوانوارها داراي اين بعد است) تا بدين ترتيب رايج ترين نياز بدست آيد سه ، بديهي است كه از لحاظ اقتصادي كمترين هزينه با بيشترين آسايش مورد نظر بوده است.
بعد از تعيين اين مشخصه هاي اصلي، از آنجا كه قطعه زمين (ياخته) خود واحدي است از اندام يا كالبد يك محله، برزن، شهر، منطقه و بالاخره يك كشور، كه هريك به ترتيب اندامي از كالبدي بزرگتر با قواعد و پويائي ويژه خود هستند، مسلما ياخته از انداخ يا كالبدي كه مجموعه هاي ياخته هاي آن را مي سازند بصورت تأثير گيري جزء ازكل تأثير مي پذير يا به عبارت ديگر عوامل بيروني و دروني مؤثر در كل بر جزء اثر مي كنند. بطور مثال ميزان جمعيت شهر، هم اين كه قطعه زمين (ياخته) در كالبد يك شهر قرار گيرد، بر مشخصات آن تأثير مي گذارد و نحوه تفكيك را تغيير مي دهد، به اين صورت كه هرچه جمعيت شهر افزون مي شود. بر تعداد ساختمانهاي مرتفع افزوده مي گردد. اما بهر صورت تأثير كل بر جز بايد بگونه اي هدايت شود كه در نهايت محيط زيست مناسبي را (با در نظر گرفتن تأثيرات متقابل يا حتي متضاد عوامل گوناگون كلي و جزئي) براي خانوارها فراهم آورد.
بايد در نظر داشت كه زيستگاه انسان همراه با وي متحول مي شود. تغيير وسايل مورد استفاده انسان براي مهار و بهره گيري از منابع طبيعي و توليد مايحتاج خود، ضرورت تغيير در بافت محل سكونتش را نيز بوجود مي آورد. بطور مثال تغيير در وسايل حمل و نقل در شبكه هاي دسترسي شهري دگرگوني ايجاد مي كند، با پيشرفت در تكنيك هاي ساخت و امكان ساختن ساختمانهاي پر ارتفاع قطعه بندي زمين را تغيير مي دهد. به اين دليل در تفكيك قطعات زمين همواره علاوه بر نيازهاي آني مي بايست چشم اندازههاي آتي را هم به حساب آورد، به ويژه كه سرعت تحولات امروزه، جوامع بسيار سريعتر از گذشته است. در ادامه تغييرات مشخصه هاي اصلي قطعه بندي زمين در جزء (ياخته) و در كل (بافت شهري) تحت تأثير عوامل گوناگون اقليمي ، كالبدي، اجتماعي و اقتصادي، كه در بخشهاي گناوس مورد بحث و بررسي بود بطور فشرده و به همراه، يكديگر ارائه شده و اين آثار و تغييرات جمع بندي و از آنها نتيجه گيري مي شود.
مشخصات مناسب يك قطعه زمين مسكوني (ياخته) :
در قسمت هاي قبلي عواملي كه مشخصه هاي يك بنا (واحد مسكوني) را تحت تاثير خود مي گيرند به تفصيل بررسي گشت. اين عوامل مي توانند تأثيرات متضادي بر مشخصه هاي يك بناي مشكوني با هر ساختمان ديگري داشته باشند. بدين ترتيب مشخصه هاي يك بناي مسكوني هنگامي بهينه است كه آثار مطلوب عوامل را به حداكثر و آثار نامطلوب آنها را به حداقل برساند.
همانطور كه در قبل هم اشاره شد، از آنجا كه در تفكيك قطعات، يك قطعه يا قطعات زمين في نفسه مورد نظر نيستند، بلكه اين قطعه بندي براي بناي واحد يا واحدهاي مسكوني در آنها انجام مي پذيرد، بايد اول روشن كرد كه ابعاد و مشخصات بهينه واحد مسكحوني چيست و آنگاه قطعه بندي اي كه با اين چنين مشخصاتي خوانائي و وفاق داشته باشد، صورت گيرد. همچنين براي آ‹ كه اين سيماي بهينه بخوبي روشن شود، روش كار بر اين قرار گرفت كه ابتدا يك قطعه (ياخته) زمين داراي بناي مسكوني جدا از ارتباطات شهري در نظر گرفته شود كه در آن بهينه شدن ابعاد يك واحد مسكوني يك يا دو طبقه براي يك خوانوار 4 يا 5 نفري در مقابل عوامل اقليمي و با كمترين هزينه براي يك شيوه ساخت متعارف هدف باشد.
بدين ترتيب جدولي فراهم آمد كه در ستونهاي آن عوامل روشنائي، باد، شرايط دما و رطوبت در 4 اقليم، فضاي مورد نياز از لحاظ معماري براي خانوار 4 تا 5 نفري و بالاخره هزينه ساختمان قرار داشتند. اين عوامل بر مشخصههاي ساختمان در سطرها يعني شكل، مساحت درازا و پهنا، و پيشاني (جهت) آن تأثير مي گذارند.
در اينجا مجموعه نتايج بدست آمده از بررسي عوامل و نحوه تأثير گذاري آنها بر مشخصه هاي ساختمان در جدول 15 وارد مي شود تا از مقابله آنها ابعاد بهينه يك ساختمان مسكوني حاصل شود.
1- نتيجه بررسي تأثير عامل روشنائي بر مشخصه هاي بنا اين بود كه يك مستطيل كشيده (نسبت پهنا به درازا 8 برابر ) كه درازاي آن رو به آفتاب باشد بهترين نورگيري را خواهد داشت. بطور كلي هر چه ساختمان به طرف مربع (دايره و ... ) گرايش داشته باشد تنظيم نورگيري داخلي مشكل تر شده و استفاده از نور مصنوعي ضروري خواهد گشت. بديهي است كه مساحت ساختمان از اين عامل تأثيري نمي گيرد. براي بهره گيري از نور بيشتر پيشاني ساختمان (درازاي آن) در ايران مي بايست عموما روبه جنوب شرقي باشد.
2- تأثير عامل باد بر مشخصه بنا اين است كه ساختمان مي بايست كمترين سطح درگيري با باد مزاحم را داشته باشد. باين ترتيب مستطيل كشدهاي كه پهناي آن عمود بر جهت باد غالب باشد. بيشترين مزيت را خواهد داشت. اما هنگامي كه استفاده از باد براي تهويه لازم باشد، بازشوهاي ساختمان حتي المقدور مي بايست عمود بر جهت باد باشند.
3- عوامل دما و رطوبت بطور كلي در چهار اقليم دسته بندي مي شوند: سرد، معتدل و مربوط ، گرم و خشك، و گرم و مرطوب. البته اقليم متنوع تر از اين تقسيم بندي چهارگانه اند. كه مي توان شرايط متنوع را بينابين آنها در نظر گرفت.
- در اقليم سرد، ساختمان از لحاظ شكل به طرف مربع گرايش دارد تا با فشردگي حاصل آسايش حرارتي بيشتري حاصل شود. از اين عامل مساحت تأثيري نمي گيرد و بهترين جهت آن در ايران قرار گرفتن يكي از اضلاع بسوي جنوب شرقي است.
- در اقليم، شكل مستطيل متعارف بيشترين آسايش را بدست ميدهد يعني مستطيلي كه نسبت اضلاع آن بين تا باشد. بدهي است كه در اين حالت نيز مي بايست درازاي آن رو به بيشترين آفتاب باشد كه در ايران جهت جنوب شرقي بهترين است.
- در اقليم گرم و خشك، شكل ساختمان بار ديگر به مربع گرايش مي يابد. زيرا كمترين تبادل حرارتي را حاصل خواهد كرد. نسبت مطلوب اضلاع در اين حالت حدود است، و پيشاني آن (درازا) در ايران مي بايست رو به جنوب شرقي باشد.
- در اقليم گرم و مرطوب، مستطيل كشيده يا گستردگي طولي ساختمان بيشترين آسايش را بدست مي دهد. نسبت اضلاع اين مستطيل حدود به 4 بوده و حسب المعمول درايران درازاي آن رو به جنوب شرقي خواهد بود.
- به اين ترتيب مشاهده شد كه شرايط اقليمي متفاوت از لحاظ دما و رطوبت اشكال مختلفي را از لحاظ شكل و نسبت اضلاع ساختمان مطلوبي ميسازد. تنها تأثير مشترك در اين حالت جهت ساختمان است. يعني آن كه پيشاني ساختمان درازاي آن خواهد بود و جهت در ايران بسوي جنوبپرقي قرار خواهد گرفت. البته در عرضهاي جغرافيائي بسته شرايط محلي مختلف درجه گرايش ساختمان متفاوت است.
4- تأثير عامل معماري بر مشخصه هاي يك ساختمان، بنا به تعريف آن، بايد به گونهاي باشد كه فضاي زيست مناسبي را براي خانوار 4 تا 5 نفري فراهم آورد. آسايش از اين لحاظ تحت تأثير عوامل اقتصادي يا فرهنگي تفاوت بسيار خواهد داشت، اما از لحاظ معماري خالص مي توان حداقل فضاي لازم را براي چنين خانواري در نظر گرفت حداقل فضاي لازم براي يك خانوار مورد بررسي وسيع در سراسر جهان بوده است. در ايران نيز اين چنين بررسي اي انجام گرفته است كه آخرين سند در اين باره مسكن حداقل منتشر شده بوسيله مركز تحقيقات ساختمان و مسكن است. به موجب اين سند بنائي با مساحت 75 متر مربع حداقل فضاي مناسب را در اختيار يك خانوار 5-4 نفري مي گذارد. مشخصه هاي ديگر ساختمان خود بخود تحت تأثير عامل معماري (با تعريف فوق ) قرار نمي گيرند، يعني شكل يا پيشاني ساختمان اگر فضاي لازم براي خانوار فراهم باشد، آسايش خانوار را كم يا زياد نمي كنند، بلكه عوامل روشنايي يا اقليم بر آسايش خانوار مؤثر خواهند افتاد.
5- همانطور كه در قسمت اقتصاد ساختمان مشاهده شد، اين عامل به گونه هاي مختلف بر مشخصه هاي ساختمان تأثير مي گذارد: هرچه شكل ساختمان به مربع نزديكتر باشد هزينه عمومي مساحت آن پايين تر مي آيد. از لحاظ مساحت مشخص است كه كاهش آن موجب كاهش هزينه ساخت مي شود، پس مساحت مطلوب از لحاظ اقتصادي به حداقل فضاي مناسب زيست مي رسد. نسبت اضلاع به تبعيت از شكل مطلوب از لحاظ اقتصادي مي بايست به نزديك باشد. پيشاني ساختمان خودبخود از عامل اقتصادي تأثير نمي گيرد يعني در هنگام ساخت، شكل مربع درهر جهتي باشد، كمترين هزينه ساخت را خواهد داشت. اما از لحاظ هزينه جاري ساختمان (هنگام استفاده از آن)، شكل آن از برآيند عوامل روشنائي، باد و اقليم ، تبعيت خواهد كرد. زيرا عدم تبعيت از آنچه كه اين عوامل ضروري مي سازند باعث مي شود كه هزينه هاي جاري براي تأمين نور آسايش حرارتي مصنوعي بالا برود.
در جدول 1-5- مشخص مي شود كه تنها در اقليم سرد و گرم و خشك آنهم از لحاظ حرارتي، اقتصاد ساختمان از لحاظ هزينه جاري با هزينه ثابت (ساخت ) انطباق مي يابد.
6- نتيجه آن كه در جدول 1-5 خلاصه شده است، بهينه انتخاب را در ساختمان به سوي يك مستطيل متعارف با گرايش به سوي مربع مي كشاند، ساختماني كه مساحت آن حدود 75 متر مربع بوده، - درازاي آن به سوي جنوب شرقي با درجه مناسب قرار گرفته باشد. در چنين ساختماني فضاي مناسب براي يك خانوار 4 تا 5 نفري فراهم است و تركيب بين هزينه هاي ثابت و جاري آن مطلوب خواهد بود. مسلم است كه در اقليم سرد و گرم و خشك گرايش ساختمان بايد بيشتر بسوي مربع و در اقليم معتدل و گرم و مرطوب گرايش ساختمان مي بايست بيشتر بسوي مستطيل و كشيدگي بيشتر آن باشد. بطور كلي عامل باد، مگر در شرايط ويژه شدت فوق العاده آن، بر مشخصه هاي ساختمان كمترين تأثير را مي گذارد به ويژه كه ميتوان با وسائل مصنوعي كم هزينه تأثير آن را به حدود مطلوب رسانيد.
7- در قسمتهاي قبلي همين بخش مشخصات بهينه يك واحد مسكوني يك يا دو طبقه (ويلائي) بطوري كه بيشترين آسايش، حداقل فضاي لازم و كمترين هزينه ثابت و جاري را داتشه باشد ارائه گشت، اما هنوز ابعاد مناسب يك قطعه زمين يا ياخته مشخص نشده است. مسلم است كه اين ابعاد با ابعاد ساختمان پيوستگي نزديكي دارد.
بطور معمول نسبت مساحت زيربناي ساختمان به مساحت زمين تراكم ناميده مي شود. مي دانيم كه تراكم متعارف در مناطق شهري ايران بين 60 تا 70 درصد است، اما بحث در مورد تراكم در اينجا مورد نظر نيست و در بخش مربوط به آن پرداخته خواهد شد. بحث اصلي در اينجا مربوط به نحوه قرار گيري ساختمان در زمين مي شود. در اشكال 1 تا 10 نشان داده شده است كه يك ساختمان چگونه در يك قطعه زمين قرار مي گيرد.
مناسبترين نحوه قرارگيري ساختمان در زمين در ميانه (وسط) آن است زيرا استفاده مناسب از عوامل اقليمي را به حداكثر مي رساند. اما اين نحوه قرارگيري ساختمان بهاي زمين را نيز حداكثر مي كند. به علاوه معمولا قسمت پشت ساختمان كه رو به آفتاب نيست فضاي مرده اي محسوب مي شود.
در شكل بعد ساختمان ازيكسويه آن به حصار زمين محدود مي شود كه بدين ترتيب نور بخش شمالي ساختمان ناچيز شده يا از بين مي رود. بهمين ترتيب در اشكال ديگر ساختمان از يك يا دو سو با حصار زمين محدود گشته است، كه هرچه حصار زمين به ساختمان نزديكتر يا در نهايت چسبيده به آن باشد مساحت و در نتيجه هزينه زمين كمتر خواهد گرديد.
اگر بنا به عرف جاري تراكم و ابعاد بهينه ساختمان بخواهيم ابعاد زمين را مشخص كنيم، اين زمين بين مستطيلي متعارف (نسبت اضلاع ) و مربع حركت خواهد كرد. بدين ترتيب كه در مناطق سردسير و گرم و خشك ابعاد زمين نزديك به ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و در مناطق معتدل و گرم و مرطوب نزديك به ؟؟؟؟ ميشود. ساختمان مسكوني نيز مطابق اشكال 5 و 6 از سه سويه با حصار زمين محصور خواهد بود. مساخت اين زمين حدود 125 متر مربع است. يك مشخصه لازم به توجه ديگر اين است كه حصار زمين مي بايست پهناي ساختمان را در برگيرد وگرنه آسايش هاي اقليمي (نور و دما) به حداقل كاهش پيدا خواهد كرد.
در انتها اين بخش به اين نكته اساسي بايد دقت شود كه آنچه تاكنون ارائه شد تنها براي يك ياخته منتزع از ديگر قطعات زمين صادق است. و با عوامل اقتصادي، اجتماعي و شهرسازي در سطح كلان ارتباط ندارد. و بهيچ وجه نميتوان آن را بصورت جمع حسابي به كل قطعه قطعه بندي زمين تعميم داد. اما مزيت اين شناسايي در آن است كه وقتي عوامل كلي (جمعيت، اقتصادي، شهرسازي و ... ) شرايط خود را به ياخته تحميل مي كنند و آن را به شيوه خود شكل داده، ابعادش را مشخص مي سازند، انحراف اين و ابعاد از وضع مطلوب مشخص بوده و مي توان مزاياي از دست رفته وفايده هاي بدست آمده را با هم مقايسه كرد. اين تطابق ها و مقايسه هاي در قسمتهاي ديگر انجام خواهد گرفت.
8- انواع نحوه قرارگيري ساختمان در يك قطعه زمين:
در حالت 1، بنا از چهار طرف كاملا آزاد است. يعني هيچگونه محدوديتي از طرف زمين براي بنا وجود ندارد. اين حالت از نظر بهره وري از شرايط اقليمي حداكثر امكانات را مي دهد و ايده آل است. ولي طبعا بيشتر هزينه ها از نظر زمين، تأسيسات و تجهيزات شهري و نماسازي و غيره خواهد داشت.
فهرست منابع
1- مشهدی زاده دهاقانی – ناصر، تحلیلی از ویژگیهای برنامه ریزی شهری در ایران، انتشارات علم و صنعت، چاپ دوم ، بهمن 74.
2- وزارت مسکن و شهرسازی (سازمان ملی زمین و مسکن) ، مجموعه مقالات سومین سمینار سیاستهای توسعه مسکن درایران، انتشارات دانشگاه تهران، بهمن 75.
3- وزارت مسکن و شهرسازی (سازمان ملی زمین و مسکن)، سیاست های توسعه مسکن در ایران، انتشارات دانشگاه تهران، بهمن 73.
4- عزیزی، محمد مهدی، آماده سازی زمین شهری در ایران، سازمان ملی زمین و مسکن، تیر 80 .
5- پورمحمدی، محمدرضا، برنامه ریزی کاربری اراضی شهری، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت) ، چاپ اول، بهار 82 .
6- پورمحمدی ، محمدرضا، برنامه ریزی مسکن ، انتشارات سمت، چاپ چهارم، زمستان 85.
7- ارجمند نیا، اصغر، نظام قطعه بندی زمین، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ، مرداد 69.
تعداد صفحات:120
متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن در این صفحه درج شده (به طور نمونه) و ممکن است به دلیل انتقال به صفحه وب بعضی کلمات و جداول و اشکال پراکنده شده یا در صفحه قرار نگرفته باشد که در فایل دانلودی متن کامل و بدون پراکندگی با فرمت وردwordکه قابل ویرایش و کپی کردن می باشند موجود است.